X
تبلیغات
اخبار روز مرند
اخبار سیاسی اجتماعی وفرهنگی مرند وحومه
تاریخ : جمعه سوم آبان 1392
نویسنده : محمد دانایی

پنجشنبه دوم آبان 1392


تاریخ : دوشنبه بیست و دوم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی
                                   
در پیام ولی امر مسلمین به کنگره حج مطرح شد
دوران کنونی دوران بیداری و هویت‌یابی مسلمانان است/ رفتار آمریکا در برابر افکار عمومی ملت‌ها خدعه‌آمیز است

رهبر معظم انقلاب در پیامی به کنگره حج فرمودند: بار دیگر اعلام می‌کنم هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلافات میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هر یک از گروه‌های مسلمان یا تکفیرِ یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام، و حرام شرعی است.

خبرگزاری فارس: دوران کنونی دوران بیداری و هویت‌یابی مسلمانان است/ رفتار آمریکا در برابر افکار عمومی ملت‌ها خدعه‌آمیز است

متن کامل پیام حضرت معظم‌له بدین شرح است: 

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی سیدالانبیاء والمرسلین و علی آله الطیبین الطاهرین المنتجبین

فرارسیدن موسم حج را باید عید بزرگ امت اسلامی به شمار آورد. فرصت مغتنمی که این روزهای گرانبها در همهٔ سالها برای مسلمانان جهان پدید میآورد، کیمیای معجزه گری است، که اگر قدر آن را شناخته و چنانکه شایسته است به کار گرفته شود بسیاری از آسیب‌ها و آسیب پذیری‌های دنیای اسلام علاج خواهد شد.

حج، چشمهٔ جوشان فیض الهی است. یکایک شما حاجیان سعادتمند، اکنون این اقبال بلند را به دست آورده اید که در این اعمال و مناسکِ آکنده از صفا و معنویت، دل و جان را شستشویی بسزا داده، از این منبع رحمت و عزت و قدرت، ذخیره ای برای همه عمر خویش بردارید. خشوع و تسلیم در برابر خدای رحیم، تعهد به وظایفی که بر دوش مسلمانان نهاده شده است؛ نشاط و حرکت و اقدام در کار دین و دنیا؛ رحم و گذشت در تعامل با برادران؛ جرات و اعتماد به نفس در برابر حوادث دشوار؛ امید به کمک و دستگیری خداوند در همه جا و همه چیز؛ و کوتاه سخن، ساخت و پرداخت انسانی در طراز مسلمانی را دراین عرصه الهیِ آموزش و پرورش، می توانید برای خویش تدارک ببینید و خودِ آراسته به این زیورها و بهره یافته از این ذخیره‌ها را برای کشور خویش و ملت خویش، و در نهایت برای امت اسلامی، سوغات برید.

امت اسلامی امروز بیش از هر چیز به انسان هایی نیاز دارد که اندیشه و عمل را در کنار ایمان و صفا و اخلاص و مقاومت در برابر دشمنان کینه ورز در کنار خودسازی معنوی و روحی، فراهم سازند. این یگانه راه نجات جامعه بزرگ مسلمانان از گرفتاری هایی است که یا آشکارا به دست دشمن و یا با سستیِ عزم و ایمان و بصیرت، از زمان‌های دور در آنها فرو افتاده است.

بی شک دوران کنونی دوران بیداری و هویت یابی مسلمانان است؛ این حقیقت را از خلال چالشهایی که کشورهای مسلمان با آن روبرو شده اند نیز به روشنی می‌توان دریافت.

درست در همین شرایط است که عزم و اراده متکی به ایمان و توکل و بصیرت و تدبیر، می‌تواند ملتهای مسلمان را در این چالش‌ها به پیروزی و سرافرازی برساند و عزت و کرامت را در سرنوشت آنان رقم زند جبهه مقابل که بیداری و عزت مسلمانان را بر نمی‌تابد با همهٔ توان به میدان آمده و از همهٔ ابزارهای امنیتی، روانی، نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی برای انفعال و سرکوب مسلمانان و به خود مشغول ساختنِ آنان بهره می‌گیرد.

نگاهی به وضعیت کشورهای غرب آسیا از پاکستان و افغانستان تا سوریه و عراق و فلسطین و کشورهای خلیج فارس و نیز کشورهای شمال آفریقا از لیبی و مصر و تونس تا سودان و برخی کشورهای دیگر، حقایق بسیاری را روشن می‌سازد. جنگ‌های داخلی، عصبیت‌های کور دینی و مذهبی؛ بی ثباتی‌های سیاسی؛ رواج تروریسم قساوت آمیز؛ ظهور گروهها و جریان‌های افراط گر که به شیوه اقوام وحشی تاریخ، سینه انسان‌ها را می‌شکافند و قلب آنان را با دندان می‌درند؛ مسلّحینی که کودکان و زنان را می‌کشند و مردان را سر می‌برند و به نوامیس تجاوز می‌کنند و حتی در مواردی این جنایات شرم آور و مشمئز کننده را به نام و زیر پرچم دین مرتکب می‌شوند، همه و همه محصول نقشه شیطانی و استکباری سرویس‌های امنیتی بیگانگان و عوامل حکومتی همدست آنان در منطقه است که در زمینه‌های مستعدّ داخلی کشورها امکان وقوع می‌یابد و روز ملت‌ها را سیاه و کام آنان را تلخ می‌کنند.

یقیناً در چنین اوضاع و احوالی نمی‌توان انتظار داشت که کشورهای مسلمان، خلاء‌های مادی و معنوی خود را ترمیم کنند و به امنیت و رفاه و پیشرفت علمی و اقتدار بین المللی که برکات بیداری و هویت یابی است، دست یابند. این اوضاع محنت بار، می‌تواند بیداری اسلامی را عقیم و آمادگی‌های روحی پدید آمده در دنیای اسلام را ضایع سازد و بار دیگر، سالهای دراز، ملت‌های مسلمان را به رکود و انزوا و انحطاط بکشاند و مسائل اساسی و مهم آنان همچون نجات فلسطین و نجات ملت‌های مسلمان از دست اندازی آمریکا و صهیونیسم را به دست فراموشی بسپارد.

علاج بنیانی و اساسی را میتوان در دو جملهٔ کلیدی خلاصه کرد که هر دو از بارزترین درس‌های حج است:

اول: اتحاد و برادری مسلمانان در زیر لوای توحید

و دوم: شناخت دشمن و مقابله با نقشه‌ها و شیوه‌های او

تقویت روح اخوت و همدلی درس بزرگ حج است. در اینجا حتی جدال و درشت گویی با دیگران ممنوع است. پوشش یکسان و اعمال یکسان و حرکات یکسان و رفتار مهربان در اینجا به معنی برابری و برادری همهٔ آن کسانی است که به این کانون توحید معتقد و دلبسته اند. این پاسخ صریح اسلام به هر آن فکر و عقیده و دعوتی است که گروهی از مسلمانان و معتقدان به کعبه و توحید را از دائرهٔ اسلام بیرون بداند. عناصر تکفیری که امروز بازیچه صهیونیست‌های غدار و حامیان غربی آنان شده و دست به جنایت‌های سهمگین می‌زنند و خون مسلمانان و بی گناهان را می‌ریزند و کسانی از مدعیان دینداری و ملبسین به لباس روحانیت که در آتش اختلافات شیعه و سنی و امثال آن می‌دمند، بدانند که نفس مراسم حج، باطل کننده مدعای آنان است.

اینجانب همچون بسیاری از علمای اسلام و دلسوزان امت اسلامی بار دیگر اعلام می‌کنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلافات میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدسات هر یک از گروههای مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام، و حرام شرعی است.

شناخت دشمن و شیوه‌های او نیز دومین رکن است. اولا وجود دشمن کین توز را نباید به دست غفلت و فراموشی سپرد و مراسم چند باره رمی جمرات در حج، نشانهٔ نمادین این حضور ذهنِ همیشگی است. ثانیاً در شناخت دشمن اصلی که امروزه همان جبهه استکبار جهانی و شبکه جنایتکار صهیونیسم است، نباید دچار خطا شد، و ثالثاً شیوه‌های این دشمن عنود را که تفرقه افکنی میان مسلمانان و ترویج فساد سیاسی و اخلاقی، و تهدید و تطمیع نخبگان، و فشار اقتصادی بر ملتها، و ایجاد تردید در باورهای اسلامی است، باید به خوبی تشخیص داد و وابستگان و ایادی دانسته و نادانستهٔ آنان را از این راه شناسایی کرد.

دولت‌های استکباری و پیشاپیش آنان آمریکا، به کمک ابزارهای رسانه ای فراگیر و پیشرفته، چهره واقعی خود را می‌پوشانند و با دعوی طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی، رفتاری خدعه آمیز در برابر افکار عمومی ملت‌ها در پیش می‌گیرند. آنان در حالی دم از حقوق ملت‌ها می‌زنند که ملت‌های مسلمان، هر روز بیشتر از گذشته، آتش فتنه‌های آنان را با جسم و جان خود لمس می‌کنند.

یک نگاه به ملت مظلوم فلسطین که دهها سال است روزانه زخم جنایات رژیم صهیونیستی و حامیانش را دریافت می‌کند؛ یا به کشورهای افغانستان و پاکستان و عراق که تروریسم زائیدهٔ سیاست‌های استکبار و ایادی منطقه ای آنان، زندگی را به کام ملت‌های آنان تلخ کرده است، یا به سوریه که به جرم پشتیبانی از جریان مقاومت ضد صهیونیستی، آماج کینهٔ سلطه گران بین المللی و کارگزاران منطقه ا ی آنان شده و به جنگ خونین داخلی گرفتار آمده است، یا به بحرین یا به میانمار که هر یک به نحوی، مسلمانان محنت زده مغفول و دشمنانشان مورد حمایت اند یا به ملت‌های دیگری که از سوی آمریکا و متحدانش، پی در پی به تهاجم نظامی و یا تحریم اقتصادی یا خرابکاری امنیت تهدید می‌شوند، می‌تواند چهره واقعی این سردمداران نظام سلطه را به همه نشان دهد.

نخبگان سیاسی و فرهنگی و دینی در همه جای جهان اسلام باید خود را به افشای این حقایق، متعهد بدانند این وظیفهٔ اخلاقی و دینی همهٔ ما است. کشورهای شمال آفریقا که متاسفانه امروز در معرض اختلافات عمیق داخلی قرار گرفته اند بیش از همه باید به این مسئولیت عظیم، یعنی شناخت دشمن و شیوه‌ها و ترفندهایش، توجه کنند. ادامهٔ اختلافات میان جریان‌های ملی و غفلت از خطر جنگ خانگی در این کشورها، خطر بزرگی است که خسارت آن برای امت اسلامی به این زودی‌ها جبران نخواهد شد.

ما البته تردید نداریم که ملت‌های به پا خاستهٔ آن منطقه که بیداری اسلامی را تجسم بخشیدند باذن‌الله اجازه نخواهند داد که عقربهٔ زمان به عقب برگردد و دوران زمامداران فاسد و وابسته و دیکتاتور تکرار شود، لیکن غفلت از نقش قدرتهای استکباری در فتنه انگیزی و دخالتهای ویرانگر، کار آنان را دشوار خواهد کرد و دوران عزت و امنیت و رفاه را سالها به عقب خواهد افکند. ما به توانایی ملت‌ها و قدرتی که خداوند حکیم در عزم و ایمان و بصیرت توده‌های مردم قرار داده است، از اعماق دل باور داریم و آن را در بیش از سه دهه در جمهوری اسلامی ایران، به چشم خود دیده و با همهٔ وجود خود آزموده ایم؛ همت ما، فراخوان همهٔ ملت‌های مسلمان به این تجربه برادرانشان در این کشور سرافراز و خستگی ناپذیر است.

از خداوند متعال صلاح حال مسلمانان و دفع کید دشمنان را خواستارم و حج مقبول و سلامت جسم و جان و ذخیرهٔ سرشار معنوی را برای شما حجاج بیت الله الحرام مسالت می‌کنم.


-------------------------------


تاریخ : دوشنبه بیست و دوم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی
آیا کسی هست قلعه مرند را دریابد؟؟؟
محمددانایی
تاکنون مورخان و کارشناسان زیادی پیرامون قلعه تاریخی مرند که  در بخش "یالدیر" و "آغ زمین" شهر مرند قرار دارد، مطالب فراوان و گوناگونی نوشته اند. محققان، کاوشگران و گردشگران زیادی با حضور در این ساختمان کهن یا به اصطلاح قلعه خاکی نتایج ارزشمندی را در اوراق تاریخ مکتوب نموده و خلاصه اینکه ارزش تاریخی آن بر هیچ کسی پوشیده نیست. چه بسا در بسیاری اوقات این مکان نشان تاریخ مرند بوده و نماد ارزشمندی در نشان دادن قدمت و جایگاه تاریخی مرند می باشد. وجود لایه های مختلف تاریخی در ساختمان این مکان خود گویای قدمت زیاد آن است.  آثار سه تمدن در این تپه به چشم می خورد:
1-   تمدن دوران یخ بندان در عصر حجر در دل دیواره های تپه
2-   تمدنی قبل از تاریخ در عصر حجر جوان
3-   تمدنی در زمان برنز که آثارش روی دیواره های تپه موجود است ،
که به اذعان بسیاری از محققان این مکان شاید تنها مکانی است که به صورت یک موزه ی طبیعی آثار سه تمدن را در خود جای داده است.
و ما اینک:
محلی متروکه که با وجود این همه پتانسیل علمی و تاریخی به فراموشی سپرده شده است . محلی علی رغم ثبت شدن در فهرست آثار ملی، در طول سالهای گذشته زخم فراوانی از برخی مدیران و دست اندرکاران و حتی شهروندان بی مسئولیت برداشته است در حالیکه می توانست و می تواند با تبدیل به یک ایستگاه توریستی و تحقیقاتی علاوه بر منبع درآمد بودن افتخاری برای شهر مرند باشد. در چنین مکان تاریخی ارزشمندی، جهت ارتقاي وضعيت حفاظت فيزيکي، هیچ اقدامی صورت نگرفته است و  متاسفانه در جریان احداث خیابانی غیر ضروری در محوطه این مکان تخریبات غیر قابل جبرانی حادث شده است که طبق بررسی ها استفاده چندانی هم از این خیابان چند بانده!!! نمی شود. نرده کشی بخشی از منطقه نه تنها هیچ کارایی نداشته بلکه در نمای طبیعی و تاریخی محل خلل ایجاد نموده است. تاسف بار تر اینکه علی رغم ساخت و سازهای غیر مسئولانه در محوطه این مکان در سالیان گذشته، اینک نیز کم کم برخی ساخت و سازها در حال انجام است و سوال این است که آیا چنین اقداماتی بدون مجوز انجام می شوند یا برخی مسئولین دست اندر کار، وجدان خویش را زیر پا گذاشته و مجوز صادر نموده اند؟  در همین مورد یکبار در زمان فرمانداری آقای چمنی با پیگیری های افرادی چون  آقای میر حسین دلدار و دوستانشان بنایی که در این محوطه ساخته شده بود تخریب شده است اما به تازگی دقیقا در کنار همان ساختمان تخریب شده بار دیگر ساختمان دیگری بزرگتر از آن احداث شده است.!
با حضور در محل براحتی می توان ساخت بنا بر روی آثار تاریخی را مشاهده نمود. کجایند دست اندرکاران و مسئولین میراث فرهنگی که موظفند طبق آیین نامه و قانون با چنین اقداماتی برخورد نمایند؟؟ مگر در قانون مجازات اسلامی (کتاب ۵ - تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده) ماده 588 چنین نیامده است؟:
هر کس به تمام یا قسمتی از ابنیه، اماکن، محوطه‌ها و مجموعه‌های فرهنگی- تاریخی یا مذهبی که در فهرست آثار ملی ‌ایران به ثبت رسیده است، یا تزئینات، ملحقات، تأسیسات، اشیا و لوازم و خطوط و نقوش منصوب یا موجود در اماکن مذکور که‌ مستقلاً نیز واجد حیثیت فرهنگی- تاریخی یا مذهبی باشد، خرابی‌ وارد آورد علاوه بر جبران خسارات وارده به حبس از یک الی ده سال محکوم می‌شود.
ماده 566: هر کس نسبت به تغییر نحوه‌ی استفاده از ابنیه، اماکن و محوطه‌های مذهبی-فرهنگی و تاریخی که در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند، بر خلاف شئونات اثر و بدون مجوز از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور اقدام نماید علاوه بر رفع آثار تخلف و جبران خسارت وارده به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم می‌شود.
آیا نمی شود همچون " نارین قلعه" شهر میبد در یزد، اقدامات مرمتی و بازسازی را در قلعه مرند انجام داد و وضعيت حفاظت فيزيکي را ارتقا بخشید؟؟؟ این دو قلعه از لحاظ قدمت تاریخی و شکل کاهگلی و جنس ساختمان شباهتهای فراوانی دارند اما این کجا و آن کجا!!؟

 قابل توجه مسئولین عزیز شهرستان مرند که معاون فرماندار میبد چند هفته پیش اعلام نمود:  طرح منطقه گردشگري نارين قلعه شهرستان ميبد در جهت ايجاد فضا و بستر مناسب براي حضور بخش خصوصي در زمينه گردشگري و سرمايه گذاري در بافت تاريخي اجرا می گردد و يك شركت سرمايه گذار با استفاده از طرحهايي كه مورد تصويب ميراث قرار مي گيرد بحث ورود به بافت مرمت ، احياء و بازسازي را انجام مي دهد و در پاره اي از موارد تملك مي نمايد و يا با حضور مجموعه بخش خصوصي و ساكنان بافت اين مجموعه را احياء مي كنند .

در پایان این یادداشت از تمام آنهایی که تا کنون عملاً یا قلماً قدمی در راستای حفظ یا شناساندن این مکان برداشته اند مخصوصا آقایان میر حسین دلدار و  سید مرندی کمال تشکر و قدردانی را دارم. 

 http://s2.picofile.com/file/7967583973/IMG_1325.jpg

 http://s2.picofile.com/file/7967583545/IMG_1324.jpg

 http://s1.picofile.com/file/7967582903/IMG_1323.jpg

 http://s2.picofile.com/file/7967988167/IMG_m06.jpg

http://s4.picofile.com/file/7967582682/IMG_1322.jpg

 http://s2.picofile.com/file/7967580535/IMG_1320.jpg

 http://s3.picofile.com/file/7967579030/IMG_1315.jpg

http://s4.picofile.com/file/7967574836/IMG_1313.jpg


http://s3.picofile.com/file/7967573331/IMG_1305.jpg

 http://s2.picofile.com/file/7967572789/IMG_1302.jpg

 *********************************

و اما قلعه باستانی شهر میبد یزد

http://s2.picofile.com/file/7967584622/narin_1114_mm1.jpg


تاریخ : دوشنبه بیست و دوم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی
به مناسبت چهلم اکبر
حیدر زایرکعبه/
در خصوص يادداشت درباره زنده ياد مرحوم اکبر فرتوت ، با توجه به تاثيرات خواسته و نا خواسته گسترده اي که اين يادداشت کوتاه در بين اقشار مختلف مردم داشته ، لازم ديدم که نکاتي را با مخاطبان محترم در ميان بگذارم .
قبل از هر چيز از عزيزان و سروران بزرگوارم جناب آقايان، غفار صفري ، اروج اميري ، صابر نصيري ، موسي احمدي ، و دکتر سيد مرندي کمال امتنان و تشکر و سپاس را دارم که در پاس داشت نام و ياد افراد خوب و بزرگ و مردمي شهرمان مرند فعال و تاثير گذارند و با قلم و قلب شان مردان خوب و عزيز روزگار را به نسل حاضر و نسل هاي بعدي مي شناسانند ، بي شک تلاش و خدمت اين عزيزان نزد مردم اين شهر شکور و ماجور بوده و خواهد بود.
همچنين از خانواده محترم آقاي فرتوت کمال سپاس و تشکر را دارم که با بزرگواريشان از يادداشت اينجانب قدر داني نموده بودند ، در حاليکه نيازي به امتنان و تشکر نبود چون که اکبر براي ما هم اکبر بود و عزيز ، غم او غم ما هم بود. ما نيز در اين داغ ، عزاداريم. پس نيازي به تشکر از کسي نيست.
اما مطلبي که در نظر داشتيم بگوييم اين است که اين همه تاثر قلبي مردم از در گذشت زنده ياد اکبر ، تنها و تنها علتش ، مردمي بودن اکبر بود. اکبر دوست مردم بود . به همه احترام مي کرد، در غم ها و شاديهاي همه شريک بود. راضي و خرسند قانع به زندگيش بود . سرما يه اش تنها کتابها و مردم بودند که او همه اش را دوست مي داشت. گاه آدمياني را مي ديدم که از زندگيشان به ستوه آمده و بريده بودند . از زندگي  بيزار شده بودند ، اينان به اکبر پناه مي بردند ، و زانو در زانوي اکبر در کنار خيابان مي نشستند و غم و اندوهشان را به اکبر مي دادند و از اکبر اميد و صبر و آرامش مي گرفتند. براستي ، چه توفيقي بالاتر از اينکه آدمي ملجا و غم و اندوه مردم بي کس و نيازمند باشد اما خودش نداند ! چه عزيزي بي عزيز تر از اينکه ، قلب آدمي از آن همه باشد و عشق و محبت آدميان هم از آن تو باشد اما خود آدمي نداند و نفهمد !
چندين سال پيش فرد مايه داري در تبريز فوت شده بود ، بنابر اين وارثانش در به در دنبال قلم بدست مزدوري مي گشتند که پول بگيرد ودر رثاء آن فرد ، يادداشتي براي مردم بنويسد، گشتند و بالاخره يافتند ، پول دادند و چيزي نويساندند ، در آن يادداشت ، آن فرد اهورايي بود و بزرگ، دوست داشتني بود و عظيم ، مردمي بود و عزيز . اما به ميان مردم که ميرفتي ، قصه چنين نبود . هر چقدر که وارثانش آن فرد را بالا برده بودند مردم به همان نسبت او را پايين آورده  و بي مقدارش مي شمردند . آري قصه اين چنين است که مردم ، مردمند ، آگاهند و با شعور ، هرگز نمي توان بر سر مردم شيره ماليد. مردم خود بهتر از هر کس مي دانند که به چه کسي احترام  و عرض ارادت کنند و از چه کسي نفرت داشته باشند. هيچگاه مردم صميمي ترين احساسشان ، پاک ترين ارادتشان و خالصانه ترين اعتقادشان را پيش کش مردان نامرد بي مقدار نمي کنند . آنان که عزيز مردمند و مردم در مرگشان عزادار مي شوند و اندوهناک ، کسان اند که با مردم و براي مردم بوده اند ، ساده و بي تکلف و صادق و خودماني بوده اند . مردمي از جنس مردم که در نگاهشان هيچ غرور و تکبري و در کلامشان هيچ ريا و تزويري و در اعتقادشان هيچ نفاقي نبوده. آري چنين بايد بود و چنين بايد شد ، تا مردم احترام کنند و عزيز بدارند . بايد با مردم صادق بود و مردم را بزرگ و عزيز شمرد تا عزيز و بزرگت شمرند

تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی

وزیر اسرائیلی: ترک سالن سخنرانی روحانی اشتباه بود
در جریان سخنرانی حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، نمایندگان رژیم اسرائیل تصمیم به ترک سالن و تحریم این سخنرانی گرفتند. در این میان، یکی از وزرای کابینه نتانیاهو از این اقدام انتقاد کرده و آن را تصمیمی نادرست دانسته است.


تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی

دفترچه را گرفتم و در حالی که اصلا باورم نمی‌شد که او اینگونه مقید به انجام فرایضش باشد، سوال‌های دفترچه را می‌خواندم و پاسخ‌های او را می‌نوشتم. به صفحهٔ ۱۱ وصیت نامه که رسیدیم. نوشته بود: و مطالبات من به این شرح است:. به اینجا که رسیدیم دفترچه را از من گرفت و گفت این قسمت را خودم می‌خواهم بنویسم

باب‌الله کریمی، پنجم فروردین ماه سال ۱۳۴۲ در روستای قمیک‌بزرگ از توابع شهرستان تاکستان استان قزوین به دنیا آمد. پدرش قدرت‌الله، کارمند میراث فرهنگی بود و مادرش مشک‌عنبر خانم نام داشت. او که مجرد بود برای نخستین بار پنجم مهرماه سال ۱۳۶۰ از سوی بسیج در جبهه حضور یافته و پس از ۳۳ روز حضور در کردستان، هشتم آبان ماه‌‌ همان سال در مهاباد و به هنگام درگیری با گروهک ‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

نوشته زیر ابعاد جدیدی از این شهید را برای ما بازگو می‌کند.
اول- در دفتر کارم در جوار گلزار شهدای قزوین نشسته بودم که یکی از بستگان برای احوال پرسی کنارم نشست. وقتی دید من با تماشا و بررسی تصاویر شهدا در کامپیوترم مشغولم، گفت: راستی قبل از انقلاب که ما در همسایگی امامزاده اسماعیل زندگی می‌کردیم اوستا قدرت الله هم در همسایگی ما خانه داشتند و در امامزاده اسماعیل هم فعالیت می‌کرد. او یک پسر داشت که در کارهای بنایی کمک پدرش بود و بعد‌ها شنیدم شهید شده. عکسش را دارید من ببینم؟

من هم بلافاصله به سراغ پرونده شهدا رفتم و فایل شهید را پیدا کرده و تصاویر شهید را نشانش دادم. عکس‌هایش را که می‌دید انگار همهٔ خاطرات آن دوران برایش تازه شده بود. با ولع خاصی عکس‌ها را نگاه می‌کرد و برای هر کدام آن‌ها توضیحی داشت. اشک‌هایش را می‌دیدم که یواشکی از گوشهٔ چشم‌هایش جاری بود در حالی که سعی می‌کرد من نبینم. پرسید: شهید وصیت نامه هم دارد؟ و من از آنجایی که تقریبا همهٔ وصیت نامه شهدا را خوانده و مرور کرده بودم، به یاد نداشتم که او وصیت نامه‌ای داشته باشد لذا گفتم: نه ندارد. اما در همین حال رفتم سراغ اسناد مکتوب شهید که شاید دارد و من ندیده‌ام.

در همین حال چشمم خورد به صفحه‌ای چاپی از آن وصیت نامه‌هایی که فقط جاهای خالی باید پر شود. داشتم این‌تر را می‌زدم که صفحات دیگر را ببینم که چشمم خورد به مطلبی که حداقل یک ربعی هر نوع حرکتی را از من گرفته بود. نوشته بود: «طلبکاری‌هایم را بخشیدم. از مال دنیا یک تیشه و ماله دارم، آن را هم به جهاد سازندگی بدهید»!

مانده بودیم که چگونه است که یک بسیجی مخلص خدا که دار و ندارش از این دنیا، وسیلهٔ کاری‌اش است، آن را هم به جهاد سازندگی می‌بخشد که پاک پاک و بدون کوچک‌ترین تعلق خاطری، قید این دنیا را بزند!
او در وصیتنامه‌اش نوشته بود:

اینجانب نبی الله کریمی وصیت می‌کنم. طلبکاری‌هایم را بخشیدم. از مال دنیا یک تیشه و ماله دارم آن را هم به جهاد سازندگی بدهید.

من یکی از افراد حزب الله و در جبهه جنگ حق علیه باطل در مهاباد مشغول نبرد با کفار می‌باشم. اگر چنانچه شهادت نصیبم شد وصیت می‌کنم که من جز راه الله و راه امام امت، خمینی کبیر، راه دیگری نداشته و با کمال عقل خود به این نبرد پا نهاده‌ام تا از اسلام و مسلمین دفاع نمایم و اگر چنانچه پیروزی از هر طریق نصیبم شد هر کسی از اعضای خانواده‌ام که این وصیت به دست او می‌رسد بداند که من کاملاً مسلمان بوده و در راه امام و خداوند بوده‌ام و همگی شما را به خداوند متعال می‌سپارم.
 نبی الله کریمی
از مال دنیا، یک تیشه و ماله دارم که به جهاد سازندگی بدهید

دوم-
وصیت را که خواندم بلافاصله به دنبال تلفن و آدرس والدینش گشتم و شماره را که گرفتم گفت: تلفن تا اطلاع ثانوی مسدود می‌باشد و پرس و جو کردم تا برادرش را پیدا کردم. ماجرای وصیت نامه برادر را برایش تعریف کردم. اما او هم که برای نخستین بار وصیت نامه برادر را می‌دید و می‌خواند خبر از عروج پدر و مادر داد و اینکه از موضوع وصیت برادر و اینکه تیشه و ماله تحویل جهاد شده یا نه هیچ اطلاعی ندارد. با مسوولین ایثارگران جهاد تماس گرفتم ولی در آنجا هم هیچ اطلاعی از موضوع نداشتند.

فردای آن روز برادر باب الله با یک تیشه و ماله آمد و گفت: من از سفارش برادرم و اینکه والدینم آن را اجرا کرده یا نه خبر ندارم اما از برادرم یک تیشه و ماله به یادگار در خانه داشتم که آوردم تا در موزه شهدا و در معرض دید عموم قرار گیرد.
از مال دنیا، یک تیشه و ماله دارم که به جهاد سازندگی بدهید
سوم- او می‌گفت: آن روز ساعت ۱۰ صبح بود که برای خداحافظی به خانه آمد. من بودم و مادر، هر دو یک احساس داشتیم و اینکه انگار می‌رود که دیگر نیاید. مثل همیشه نبود. خنده از لب‌هایش دور نمی‌شد. وقتی از در خانه رفت بیرون سعی می‌کرد برنگردد که دلش با دیدن مادر بلرزد، اما سر پیچ کوچهٔ بعدی نیم نگاهی کرد و بر جان من و مادرم آتش زد.

چهارم- برایم سوال بود که چرا در شناسنامه، اسم شهید، باب الله و تاریخ تولدش هم سال ۱۳۴۳ است در حالی که خودش در فرم بسیج، اسمش را نبی و سال تولدش را ۱۳۳۷ نوشته است.

وقتی علت را از برادرش پرسیدم پاسخ داد: او برای اینکه در زمان رژیم پهلوی به خدمت سربازی نرود با کمک پدر به اداره ثبت و اسناد رفتند و با اظهار به اینکه شناسنامه‌اش گم شده است شناسنامه جدیدی گرفتند که در این شناسنامه هم نامش را عوض کرد و هم سال تولدش را تغییر داد. و بعداز پیروزی انقلاب اسلامی هم قبل از اینکه نوبت سربازی‌اش فرارسد از طریق بسیج به جبهه اعزام شد.

پنجم- برادرش می‌گفت: نبی الله سواد نداشت و برایم این پرسش مطرح شد که پس چگونه وصیت نامه‌اش را نوشته است؟ به سراغ دوست همرزمش رفتم که در آخرین روزهای حیات شهید در کنارش عکس به یادگاری گرفته بود.

او گفت: ما با نبی الله ۳ ماه در مهاباد مستقر بودیم که به دلیل اوضاع نابسامانی که آنجا داشت ما در مقری در میدان گوزن‌ها ماندگار شدیم. در مکانی که مأموریتمان بود، اوقات فراغت زیادی داشتیم.

یک شب نبی الله گفت چون امام تکلیف کرده‌اند که درس بخوانیم من می‌خواهم همراه با جنگ و حضورم در جبهه از فرصت‌ها استفاده کرده و درس هم بخوانم. این را که گفت من هم استقبال کرده و شروع کردم به آموزش او. دفتری تهیه کرده بود و من هم هر شب سرمشقی داده و درسش را پیگیری می‌کردم.

دو سه روزی به شهادتش مانده بود که گفت می‌خواهم وصیت نامه‌ای بنویسم. لذا دفترچه وصیت نامه‌ای که تهیه کرده بود به من داد و گفت هرچه که می‌گویم بنویس. دفترچه را گرفتم و در حالی که اصلا باورم نمی‌شد که او اینگونه مقید به انجام فرایضش باشد، سوال‌های دفترچه را می‌خواندم و پاسخ‌های او را می‌نوشتم. به صفحهٔ ۱۱ وصیت نامه که رسیدیم. نوشته بود: و مطالبات من به این شرح است:. به اینجا که رسیدیم دفترچه را از من گرفت و گفت این قسمت را خودم می‌خواهم بنویسم. دفترچه را به او دادم. هنوز املای بعضی از کلمات را به درستی نمی‌دانست. لذا از من می‌پرسید و من برایش روی کاغذ دیگری نوشته و او از روی نوشتهٔ من می‌نوشت.

وقتی نبی الله این چند کلمه («طلبکاری‌هایم را بخشیدم. از مال دنیا یک تیشه و ماله دارم، آن را هم به جهاد سازندگی بدهید»!) را در دفترچه‌اش نوشت، من خنده‌ام گرفته بود. گفتم: آخه یک ماله چه ارزشی دارد که می‌خواهی در وصیت نامه‌ات آن را به جهاد بدهی؟ و او در کمال صداقت و سادگی گفت: اتفاقا ماله‌اش خیلی خوب است. از این ماله‌های معمولی نیست!

راستش وقتی این را گفت من از خودم و سوالی که کرده بودم خجالت کشیده و شرمنده شدم.

نبی الله نفس راحتی کشید و انگار همهٔ دنیا از آن او بود و حالا با وصیتی که کرده همهٔ آن‌ها را بخشیده بود! در ادامه صفحات ۱۲ و ۱۳ را هم گفت و من نوشتم و در آخر زیر همهٔ نوشته‌ها را امضا کرد.

امضا‌هایش که تمام شد احساس کردم به قدری سبک شده است که دارد در آسمان‌ها سیر می‌کند.
باب الله روزهای نزدیک به شهادتش دست و پا شکسته قرآن را هم می‌خواند و خیلی دوست داشت که هر چه زود‌تر خواندن و نوشتن را کامل یاد بگیرد تا بتواند قرآن بیشتری بخواند.


ششم- یکی از رزمندگان همراه شهید در خصوص دقایقی قبل از شهادت باب الله می‌گوید: هشتم آبانماه سال ۱۳۶۰ بود و ۳ شنبه، ما مقری داشتیم در میدان گوزنهای شهر مهاباد که برقراری امنیت این شهر و جلوگیری از سقوط آن توسط مخالفان نظام جمهوری اسلامی، به عهدهٔ ما بود. بچه‌های ما به صورت ۴ نفره و نوبتی در سطح شهر گشت‌زنی می‌کردند و از غروب به بعد هم شهر حالت حکومت نظامی داشت و رفت و آمدی در آن صورت نمی‌گرفت.

آن روز من و باب‌الله کریمی به اتفاق دو تن دیگر از رزمندگان، از گشت برگشتیم تا با توجه به اینکه هنگام ظهر بود، مشغول خوردن غذا شویم، در همین فاصله هم گروه گشت بعدی آماده و از ساختمان مقر خارج شدند.

هنوز مشغول خوردن نهار نشده بودیم که صدای تیراندازی آمد، ظاهراً در فاصله استقرار ما و خروج گروه گشت جدید از مقر، نیروهای مسلح حزب دموکرات و کومله از فرصت استفاده کرده و به خیابان آمده بودند تا در مقابل نیروهای ما ایستاده و محل استقرار ما را به تصرف خودشان درآورند.

نیروهای گشت جدید به اول خیابان بعدی که می‌رسند، مخالفان نظام در مقابل آن‌ها ایستاده و شروع به تیراندازی می‌کنند.  ما هم که صدای تیراندازی را شنیدیم، بلافاصله اسلحه‌ها را برداشته و به سمت محل درگیری حرکت کردیم.  قبل از رسیدن، نبی الله در کنار یک کامیون که در حاشیهٔ خیابان پارک شده بود سنگر گرفت تا از پشت سر، مراقب ما باشد و ما به جلو رفته و ضمن دور کردن ضد انقلاب، بچه‌هایی که شهید و یا مجروح شده بودند را به مقر برگردانیم.

نبی الله که مستقر شد ما حرکت کردیم، سر یک ۳ راهی که پیکر تعدادی از بچه‌های شهید و مجروح ما‌‌ رها شده بودند رسیدیم، در مقابل ضد انقلاب ایستادگی کرده و آن‌ها را به عقب راندیم.

نزدیک غروب در حال انتقال پیکر شهدا و مجروحین بودیم که دیدم سر و صدایی از کنار کامیون و در مسیری که محل استقرار باب‌الله بود، نمی‌آید. کمی که دقت کردم. دیدم خون سرخش بر روی زمین است و سایر رزمندگان او را به مقر انتقال داده‌اند.


تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی

متن کامل سخنان روحانی در سازمان ملل+فیلم

روحانی تأکید کرد: در صورت عزم سیاسی رهبران آمریکا و خودداری از دنبال کردن منافع گروه‌های فشار جنگ‌طلب، می‌توان به چارچوبی برای مدیریت اختلافات رسید.



متن کامل سخنان رئیس جمهور کشورمان به‌شرح ذیل است:


بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

«الحمد للّه ربّ العالمین و الصلوة و السلام علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین»

آقای رئیس، آقای دبیرکل، عالیجنابان، خانم‌ها و آقایان

در آغاز مایلم تبریکات صمیمانه خود را به‌مناسبت انتخاب شایسته جنابعالی به ریاست مجمع عمومی ابراز نمایم و از تلاش‌های جناب آقای بان کی مون نیز تقدیر نمایم.

آقای رئیس

جهان ما جهانی پر از بیم و امید است: بیم جنگ و مناسبات خصومت‌آمیز منطقه‌ای و جهانی، بیم رویارویی هویت‌های مرگبار مذهبی، قومی و ملی، بیم نهادینه شدن خشونت و افراطی‌گری، بیم فقر و تبعیض خُردکننده، بیم تباهی و نابودی منابع حیاتی، بیم بی‌توجهی به کرامت و حقوق انسان و بیم غفلت از اخلاق.
در برابر همه این بیمها، امیدهای جدیدی نیز وجود دارد: امید اقبال مردم و نخبگان در سراسر جهان به "آری برای صلح و نه برای جنگ"، و امید به ترجیح گفت‌وگو بر ستیز، و اعتدال بر افراط.

یک نمونه زنده، گزینش هوشیارانه امید و تدبیر، و اعتدال توسط مردم بزرگ ایران در انتخابات اخیر است؛ که با تبلور مردم‌سالاری دینی و انتقال آرام قدرت اجرائی نشان داد که ایران لنگرگاه ثبات در دریای ناآرام‌های منطقه‌ای است. اعتقاد راسخ حکومت و مردم ما به صلح پایدار، ثبات، آرامش، حل مسالمت‌آمیز مناقشات و تکیه بر آرای عمومی به‌عنوان پشتوانه قدرت، مقبولیت و مشروعیت، نقشی والا در فراهم کردن چنین محیط امنی داشته است.

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان

دوران حساس انتقالی کنونی در روابط بین الملل مشحون از خطرات، و البته توأم با فرصت‌های کم‌نظیری است. هرگونه محاسبه نادرست از وضعیت خود و دیگران، آسیب‌های تاریخی را در بر دارد تا جایی که خطای یک بازیگر، اثرات منفی بر همگان خواهد داشت. آسیب‌پذیری، پدیده‌ای جهانی و فراگیر شده است.

در این گذر حساس در تاریخ مناسبات جهانی، عصر بازی‌های با حاصل جمع صفر پایان یافته است؛ ولی هنوز معدودی از بازیگران روشها و ابزارهای کهنه‌شده، و عمیقاً ناکارآمد را به‌کار می‌گیرند تا برتری و سلطه پیشین خود را حفظ کنند. نظامی‌گری و استفاده از ابزارهای نظامی و خشن برای انقیاد دیگران، نمونه ناکارآمدی از تداوم کنشهای کهنه در شرایط نوین است.

اقدامات زورمدارانه اقتصادی و نظامی برای حفظ و تداوم سلطه و برتری گذشته، با مجموعه‌ای از قالب‌های مفهومی همراه شده که همگی ضد صلح، ضد امنیت، ضد کرامت انسانی و ضد آرمان‌های بشری می‌باشند. از جمله این قالب‌های مفهومی، یکسان سازی جوامع و تعمیم ارزش‌های غربی به‌عنوان ارزش‌های جهانی است. قالب دیگر، حفظ فرهنگ جنگ سرد و تقسیم دو اردوگاهی جهان به "مای برتر" و "دیگران دون‌تر" می‌باشد. قالب دیگر مفهومی، ایجاد ترس و تهدید، از برآمدن بازیگران نوظهور در جامعه جهانی است.

در چنین فضائی، خشونت‌های دولتی و غیردولتی، مذهبی و فرقه‌ای و حتی نژادی افزایش یافته و هیچ تضمینی وجود ندارد که دوران آرامش بین قدرت‌های بزرگ نیز در دام گفتمان‌ها، رفتارها و کردارهای خشن گرفتار نیاید. تأثیر فاجعه‌بار روایت‌های افراطی و خشن را نباید دست کم گرفت.

در این میان، خشونتِ راهبردی که در تلاش برای حذف بازیگران منطقه‌ای از فضای عمل طبیعی آنها، سیاست‌های موسوم به مهار، تغییر نظام‌های سیاسی از بیرون مرزها، و تلاشی که برای برهم زدن حدود و ثغور سیاسی متبلور می‌شود، بسیار خطرناک و تنش‌آفرین است.

در گفتمان متعارف سیاسی بین‌المللی، یک مرکز متمدّن با حاشیه‌های غیرمتمدن به تصویر درآمده است. در این تصویر نسبتِ کانون قدرت جهانی و حاشیه‌ها، نسبتی آمرانه قلمداد شده است. گفتمان مرکزگرایی شمال و حاشیه‌گرایی جنوب سبب استقرار نوعی نظم تک‌گویی و مونولوگ در سطح روابط بین‌المللی شده است. ایجاد مرزهای نادرست هویتی و بیگانه ستیزی‌های خشن رایج نتیجه قهرمانی این گفتمان است. گفتمان‌های تبلیغاتی و بی‌اساس دین‌ستیزانه، اسلام‌هراسانه، شیعه‌هراسانه و ایران‌هراسانه به‌واقع تهدیدی جدی علیه ثبات جهانی و امنیت انسانی است.

این گفتمان تبلیغاتی، با طرح و القای تهدیدات فرضی و خیالی شکل خطرناکی به خود گرفته است. یکی از این تهدیدات خیالی، خطر موهوم ایران است، به‌بهانه این تهدید موهوم، چه اقدامات ناهنجار و چه جنایت‌ها در سه دهه گذشته صورت نگرفته است؟ تسلیح صدام حسین به سلاح‌های شیمیایی و حمایت طالبان تنها نمونه‌ای از این جنایت‌هاست. صریحاً و با قاطعیت تمام و با استناد به مدارک و شواهد متقن اعلام می‌دارم که آنهایی که دم از تهدید ایران می‌زنند، یا خود تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی‌اند یا به تهدید دامن می‌زنند. ایران نه‌فقط تهدید نیست، بلکه در آرمان و عمل، پیوسته منادی صلحِ عادلانه و امنیت همه‌جانبه بوده است.

آقای رئیس؛ خانم‌ها؛ آقایان

در کمتر نقطه‌ای از جهان، خشونت مانند غرب آسیا و شمال آفریقا خانمان‌سوز بوده است. مداخله نظامی در افغانستان، جنگ تحمیلی صدام حسین علیه ایران، اشغال کویت، مداخله نظامی علیه عراق و رفتار خشن سرکوب‌گرانه علیه مردم فلسطین، ترور شخصیت‌های سیاسی و مردم عادی در ایران و بمب‌گذاری در کشورهای منطقه نظیر عراق، افغانستان و لبنان نمونه‌هایی از خشونت در سه دهه گذشته در این منطقه‌اند.

آنچه بر مردم مظلوم فلسطین می‌رود، چیزی جز یک خشونت ساختاری نیست. سرزمین فلسطین در اشغال است. حقوق اولیه فلسطینیان به‌طور فاجعه‌باری نقض می‌شود و آنها از بازگشت به خانه، محل تولد و دسترسی به سرزمین مادری محرومند. جنایاتی که بر مردم بی‌گناه فلسطین می‌رود، خشونت نهادینه‌ای را به نمایش می‌گذارد که برای توصیف آن، آپارتاید مفهوم و واژه کم‌وزنی به‌نظر می‌آید.

فاجعه انسانی در سوریه نمونه دردناکی از گسترش فاجعه‌آمیز خشونت و افراط در منطقه ماست. از ابتدای بحران و از زمانی که برخی از بازیگران منطقه‌ای و بین المللی با سرازیر کردن منابع تسلیحاتی و اطلاعاتی و تقویت گروه‌های افراطی، سعی در نظامی کردن این بحران داشتند، ما تأکید کردیم که بحران سوریه راه‌حل نظامی ندارد. نمی‌توان اهداف استراتژیک و توسعه‌طلبانه و به‌هم ریختن توازن و تعادل‌های منطقه‌ای را با پنهان شدن پشت کلمات بشردوستانه، تحقق بخشید. هدف مشترک جامعه بین المللی باید خاتمه سریع به کشتار مردم بی‌گناه باشد. ما ضمن محکوم کردن هرگونه استفاده از سلاح‌های شیمیایی، از پذیرش کنوانسیون منع سلاح‌های شیمیایی توسط سوریه استقبال می‌کنیم و بر این باوریم که دستیابی گروه‌های افراطی و تروریست به این سلاح‌ها بزرگ‌ترین خطر فراروی منطقه است که باید مدنظر قرار گیرد. همزمان استفاده غیرقانونی و غیرکارآمد از تهدید یا استفاده از زور، تنها به گسترش خشونت و بحران در منطقه دامن خواهد زد.

تروریزم و کشتن انسان‌های بی‌گناه، اوج افراط و خشونت است. تروریزم، بلائی خشن، فراگیر و فرامرزی است. اما خشونت‌ها و افراط‌هایی که تحت عنوان مبارزه با تروریزم و از جمله استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه مردم بی‌گناه صورت می‌گیرد نیز محکوم است. در اینجا باید از ترور دانشمندان هسته‌ای ایران توسط جنایتکاران نیز سخن بگویم. آنها به چه جرمی ترور شدند؟ سؤالی که از ملل متحد و شورای امنیت باید پرسید این است که آیا ترورکنندگان محکوم شدند؟

تحریم‌های غیرعادلانه، به‌عنوان جلوه دیگری از خشونت، ذاتاً ضد صلح و ضد بشری هستند که برخلاف تبلیغات تحریم‌گران، دولت‌ها و نخبگان سیاسی را هدف قرار نمی‌دهند، بلکه بیش از همه، مردمان عادی را قربانی دعواهای سیاسی خود می‌کنند. میلیون‌ها عراقی را فراموش نکنیم که در اثر تحریم‌هایی که با زَروَرق‌های حقوقی در نهادهای بین المللی پیچیده شده بودند، آسیب دیدند؛ جان باختند؛ و هنوز عده قابل توجهی از آنها در سرتاسر زندگی باید زجر بکشند. این تحریم‌ها خشونت‌آمیزند، هوشمند و غیرهوشمند و یک‌جانبه و چندجانبه ندارند. این تحریم‌ها ناقض حقوق مسلم بشری، از جمله حق صلح، حق توسعه، حق دسترسی به بهداشت، حق آموزش و فراتر از همه حق حیات می‌باشند. نتیجه تحریم‌ها، علی‌رغم هرگونه لفاظی و بازی با واژه‌ها، همان آتش‌افروزی و جنگ‌طلبی و نابودی انسان‌هاست. این آتش فقط دامن قربانیان تحریم را نمی‌گیرد، بلکه به اقتصاد و زندگی مردمِ جوامع تحریم‌کننده نیز، لطمه وارد می‌کند.

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان

خشونت و افراط امروز نه‌تنها ابعاد مادّی، بلکه ابعاد معنوی زندگی انسان و جامعه امروز را در بر گرفته است. خشونت و افراط جایی برای مدارا و تفاهم که لازمه زندگی انسان و جامعه مدرن است نمی‌گذارد. نابردباری مسئله امروز جهان ماست؛ باید بردباری را در پرتو اندیشه‌های دینی، رویکردهای فرهنگی و ره‌یافت‌های سیاسی تقویت کرد. جامعه انسانی را باید از مرحله بردباری منفی به مرحله تعاون مشترک ارتقا داد. دیگران را نباید فقط تحمّل کرد بلکه باید با دیگران کار کرد.

مردم جهان از جنگ، خشونت و افراط خسته‌اند و این فرصتی بی‌نظیر است. آنها امید به تغییر وضعیت کنونی دارند. جمهوری اسلامی ایران باور دارد که با ترکیب هوشمندانه‌ای از امید و اعتدال می‌توان همه چالش‌ها را مدیریت کرد. جنگ‌افروزان می‌خواهند امیدها را بخشکانند، در حالی که امید به تغییر مثبت، مفهومی فطری، دینی، فراگیر و جهانی است.

زیربنای امید، باور به اراده عمومی مردم جهان برای مبارزه با خشونت و افراط، تغییرپذیری، مخالفت با ساختارهای تحمیلی، بها دادن به گزینش و عمل مسئولانه انسانی است. امید، بی‌تردید یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداوند مهربان به همه انسان‌هاست. اعتدال نیز به‌معنای حرکت خردمندانه، هوشمندانه، زمان‌مند و مکان‌مند در تلفیق آرمان‌های والا، گزینش راهبردهای اثرگذار و در نظر گرفتن واقعیت‌هاست.

مردم ایران در انتخابات اخیر در حرکتی هوشمندانه به گفتمان امید و تدبیر و اعتدال رأی دادند. ترکیب امید و تدبیر و اعتدال در سیاست خارجی به آن معناست که جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای نسبت به امنیت منطقه و جهان، مسئولانه برخورد می‌کند و آمادگی همکاری چندجانبه و همه‌جانبه با سایر بازیگران مسئول در این عرصه‌ها را دارد. ما از صلح مبتنی بر دموکراسی و صندوق رأی در همه‌جای جهان از جمله در سوریه و بحرین و دیگر کشورهای منطقه دفاع می‌کنیم و معتقدیم راههای خشونت‌آمیز برای بحران‌های جهانی وجود ندارد و تنها به‌کمک خرد انسانی و با تعامل و اعتدال می‌توان بر واقعیت‌های تلخ جامعه بشری غلبه کرد. لذا تضمین صلح و دموکراسی، و تأمین منافع مشروع همه کشورها در جهان، و از جمله در منطقه خاورمیانه، با نظامی‌گری محقق نمی‌شود.

ایران به‌دنبال راه‌حل مسایل و نه تولید مشکلات است. هیچ پرونده و موضوعی نیست که با امید و اعتدال، با احترام متقابل و با نفی خشونت و افراط قابل حل نباشد. اجازه دهید به پرونده هسته‌ای ایران اشاره کنم. پذیرش حق طبیعی، قانونی و مسلم ایران، به‌فرموده رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، ساده‌ترین راه‌حل این موضوع است. این یک شعار سیاسی نیست. بلکه بر اساس شناخت عمیق وضعیت فن‌آوری در ایران، شرایط بین المللی و پایان بازی‌ها با حاصل‌جمع صفر و ضرورت یافتن اهداف و منافع مشترک برای رسیدن به تفاهم و امنیت مشترک است. به‌عبارت دیگر، ایران و دیگر کنشگران باید دو هدف مشترک را به‌عنوان دو قسمت غیرقابل تفکیکِ راه‌حل سیاسی پرونده هسته‌ای ایران دنبال نمایند.

۱- برنامه هسته‌ای ایران و همه کشورهای دیگر می‌باید تنها در جهت اهداف صلح‌آمیز باشد. من اینجا به‌صراحت اعلام می‌کنم که این هدف، صرف‌نظر از مواضع دیگر بازیگران، هدف جمهوری اسلامی ایران بوده و خواهد بود. سلاح هسته‌ای و کشتار جمعی هیچ جایگاهی در دکترین دفاعی ایران نداشته و با باورهای بنیادین مذهبی و اخلاقی ما در تعارض است. منافع ملی ما ایجاب می‌کند که هرگونه نگرانی منطقی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران را مرتفع نماییم.

۲- هدف دوم یعنی پذیرش اعمال حق غنی‌سازی و سایر حقوق هسته‌ای در خاک ایران تنها راه تأمین هدف اول است. دانش هسته‌ای در ایران بومی شده و فن‌آوری هسته‌ای از جمله غنی‌سازی به مرحله تولید انبوه رسیده است. لذا تصور اینکه با مانع شدن از برنامه هسته‌ای ایران از طریق اعمال فشارهای غیرقانونی می‌توان صلح‌آمیز بودن چنین برنامه‌ای را تضمین کرد موهوم و به‌غایت غیر واقع‌بینانه است.

لذا جمهوری اسلامی ایران ضمن پافشاری بر اعمال حقوق خود و ضرورت احترام و همکاری بین المللی در اعمال این حقوق، آماده گفت‌وگوهای بدون تأخیر برای اعتمادسازی متقابل ورفع دوسویه ابهامات از طریق شفافیت کامل می‌باشد.

ایران به‌دنبال تعامل سازنده بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک با دیگر کشورهاست و در این چارچوب در پی افزایش تنش با ایالات متحده آمریکا نیز نیست. من سخنان امروز پرزیدنت اوباما را با دقت دنبال کردم؛ در صورت عزم سیاسی رهبران آمریکا و خودداری از دنبال کردن منافع گروه‌های فشار جنگ‌طلب، می‌توان به چارچوبی برای مدیریت اختلافات رسید. در این چارچوب موضع برابر، احترام متقابل و اصول مسلم شناخته شده بین المللی باید مبنا باشد؛ البته در این زمینه انتظار ما از واشنگتن شنیدن صدای واحد است.

آقای رئیس، خانم‌ها و آقایان

در این سالها، یک صدای مسلط پیاپی شنیده شده است که "گزینه جنگ روی میز است" ، اما امروز بگذارید در برابر این سخن ناکارآمد وغیرقانونی بگویم: "صلح در دسترس است". پس به‌نام جمهوری اسلامی ایران در گام نخست پیشنهاد می‌کنم طرح "جهان علیه خشونت و افراطی‌گری" در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گیرد و همه دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی و نهاد مدنی تلاش‌های جدیدی را برای سوق دادن جهان به این سو سامان دهند. باید به‌جای گزینه ناکارآمد "ائتلاف برای جنگ" در مناطق مختلف جهان به "ائتلاف برای صلح پایدار" در سراسر جهان اندیشید. امروز جمهوری اسلامی ایران شما و همه جامعه جهانی را به برداشتن گامی فراپیش می‌خواند؛ دعوتِ "جهان علیه خشونت و افراطی‌گری"؛ ما باید بپذیریم و بتوانیم در اینجا افقی را بگشاییم که در آن به‌جای جنگ، صلح، به‌جای خشونت، مدارا، به‌جای خونریزی، پیشرفت، به‌جای تبعیض، عدالت، به‌جای فقر، برخورداری و به‌جای استبداد، آزادی در سراسر جهان بهتر دیده شود. به‌گفته فردوسی، شاعر بلندآوازه ایران؛

بکوشید نیکی به‌کار آورید چو دیدید سرما، بهار آورید

علی‌رغم همه مشکلات، من عمیقاً به آینده امیدوارم. با هم‌بستگی جهانی علیه خشونت و افراط، تردیدی ندارم که آینده روشن است. اعتدال، آینده جهان را درخشان خواهد کرد. امید من، علاوه بر تجارب شخصی و ملی، از این باور مشترک همه ادیان آسمانی نشأت می‌گیرد که جهان را سرانجامی نیکوست و روشن: «وَ لَقَد کَتَبنا فِی الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»


تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی
انتخاب استاندار همچنان مسکوت

خاب استاندار همچنان مسکوت

سبحان الهی مطرح ترین گزینه
انتخاب گزینه استانداری آذربایجان شرقی در پی برخی شیطنت‌ها به تعویق افتاد و تمام گزینه‌های مجمع نمایندگان نیز به نحوی که عمدتاً با دریافت پست‌های بالاتر در بدنه دولت از چرخه گزینه‌های استانداری آذربایجان شرقی حذف شدند.

مرندتائمز، محمد اسماعیل سعیدی امروز در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به اینکه گفته می‌شود موضوع استاندار شدن گزینه مطرح شده از سوی معاون اول رئیس جمهور منتفی شده است، اظهار داشت: این گزینه صددرصد حذف نشده بلکه این موضوع  مسکوت مانده است.

وی بازگشت روحانی از نیویورک را سرآغاز دوباره بحث استانداری استان عنوان کرد و گفت: با بازگشت ایشان و مطرح شدن گزینه جدید از سوی وزارت کشور در صورت منتفی شدن گزینه‌های یادشده دوباره این بحث ادامه خواهد یافت.

سعیدی در پاسخ به اینکه آیا گزینه جدیدی توسط مجمع نمایندگان مطرح شده است با توجه به منتفی شدن تمام گزینه‌های قبلی گفت: افرادی در استان هستند که قابل بررسی هستند و می‌توانند به عنوان گزینه مطرح شوند.

انتخاب گزینه استانداری آذربایجان شرقی در پی برخی شیطنت‌ها به تعویق افتاد و تمام گزینه‌های مجمع نمایندگان نیز به نحوی که عمدتاً با دریافت پست‌های بالاتر در بدنه دولت از چرخه گزینه‌های استانداری آذربایجان شرقی حذف شدند.

با معرفی علی عبدالعلی‌زاده به عنوان مشاور وزارت عالی کشور، هاشمی استاندار تهران و پورحسینی رئیس خصوصی‌سازی کشور از جمله افرادی بودند که از آنان از جمله گزینه‌های تصدی استاندار آذربایجان شرقی بودند که با حذف این گزینه‌ها حال مردم آذربایجان شرقی منتظر هستند ببینند دوازدهمین استاندار آذربایجان شرقی چه کسی خواهد بود.

خطه آذربایجان در تاریخ معاصر، بزرگانی چون امیرکبیر، قائم مقام و مصدق را به خود دیده است و با آغاز دولت تدبیر و امید مردم آن همچنان منتظرند تا ببینند که کلید روحانی چه کسی را به عنوان دوازدهمین استاندار آذربایجان‌شرقی از صندوقچه دولت یازدهم بیرون می‌آورد.


 
 


تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی

ادکلن مرگبار«lovely»به مریوان رسید

ادکلن مرگبار«lovely»به مریوان رسید

سال گذشته وزارت بهداشت با ممنوع اعلام کردن توزیع عطر کشنده لاولی در کشور از مردم خواست در صورت مشاهده موارد مشکوک سریعاً به مراکز بهداشت اطلاع دهند.این در حالی است که در روزهای اخیر شاهد عرصه گسترده ادکلن لاولی در شهر مرزی مریوان هستیم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سایت کرد تودی  ،در روزهای اخیر در پی اطلاع از ورود ادکلن لاولی به شهر مریوان متوجه عرصه گسترده این کالای غیرقانونی و کشنده در بازار مریوان بودیم. وزارت بهداشت سال گذشته در پی انتشار اخباری مبنی بر عرضه عطرهای کشنده در عراق و احتمال ورود آن به داخل کشور، از مردم خواست تا در صورت مشاهده موارد مشکوک سریعا دانشگاه های علوم پزشکی محل سکونت خود را در جریان قرار دهند.


ادکلن لاولی (lovely) حاوی گازی سمی و سرطان زاست که فرد با استشمام و استفاده به سرطان ناشناخته ای دچار می شود. سال گذشته در بازارهای کشور عراق نوعی ادکلن حاوی گازی کشنده از سوی برخی عوامل ناشناخته توزیع شده بود که احتمال می رفت این ادکلن وارد شهرهای مرزی ایران شده باشد.

 در روزهای اخیر عطر کشنده لاولی در اغلب مغازه های عطر فروشی شهر مریوان بصورت گسترده مشاهده می شود. یکی از فروشندگان عطر لاولی در شهر مریوان با بیان اینکه این ادکلن قیمتی معادل 35 هزار تومان دارد افزود: از طرف شبکه بهداشت در مورد وجود ادکلن لاولی نسبت به فروشندگان تذکری داده نشده است. و تا کنون بازرسین شبکه بهداشت بازدیدی از مغازهای عطر فروشی نداشته اند. ادوکلن«lovely» ساخت اسرائیل که به تازگی از مرز عراق وارد ایران شده است، حاوی مواد کشنده است که پس از استنشاق آن پس از 4 الی 5 روز تأثیر خود را گذاشته و درمان ندارد.


تاریخ : پنجشنبه چهارم مهر 1392
نویسنده : محمد دانایی


یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم گفت: در شرایطی که عده‌ای در کشور به خاطر فقر و رفع مشکلاتشان کلیه می‌فروشند انجام حج عمره جایز نیست.

به گزارش ایسنا به نقل از انصاف‌نیوز، آیت‌الله محمدرضا نکونام چهارشنبه گذشته در درس خارج فقه خود در مدرسه فیضیه قم با تاکید بر لزوم توجه به محتوای اسلام برای استقرار حکومت اسلامی گفت: در جامعه اسلامی باید به دنبال اجرای عدالت و رفع ظلم باشیم و الا با ظاهرسازی اسلامی و پخش همزمان اذان و نماز در سراسر جامعه و برافراشتن گلدسته و گنبد نمی‌توان به جامعه اسلامی رسید.

وی یکی از معیارهای جامعه اسلامی را توجه به فقرا و فقرزدایی دانست و با انتقاد از کسانی که دفعات متعدد به حج رفته‌اند، افزود: کسانی را می‌شناسم که بیش از 40 حج واجب به جای آورده‌اند، غیر از دفعاتی که به عمره رفته‌اند؛ یعنی اینها از پیامبر (ص) هم بیشتر حج به جا آورده‌اند. این در حالی است که ما در کشورمان تعداد زیادی فقیر داریم که به سختی زندگی می‌کنند.

آیت‌الله نکونام در ادامه خاطرنشان کرد: در جامعه‌ای که افراد آن به خاطر رفع گرفتاری‌ها، کلیه می‌فروشند و به خاطر فقر دچار نقص عضو می‌شوند، رفتن به سفر عمره جایز نیست. افراد هزینه حج عمره را به فقرا بپردازند تا مجبور نشوند کلیه بفروشند.




آخرین مطالب